میدانم دیگر برای من نیستی اما دلی که با تو باشد این حرفها را نمی فهمد …
گاهی اونقدر خسته میشویم که خستگیمون در نمیشه ، “درد” میشه !
زنده ام نه ازجانی که مانده ، از استخوان های لجبازی که روی هم ایستاده اند !
این روزها خیلی چیزها دست من نیست ؛ مثل دستهایت !